این خود تویی که به جای قلب در سینه ام نشسته ای
حرکاتت ضربان نبض من است
خنده هایت زندگی است
نامت بهانه ای برای دم و بازدم هر روزه ام
اندهت مرا دچار تنگی نفس می کند
زندگی من
باش بخند و اندوه را فراموش کن
|
هوالمحبوب
این خود تویی که به جای قلب در سینه ام نشسته ای حرکاتت ضربان نبض من است خنده هایت زندگی است نامت بهانه ای برای دم و بازدم هر روزه ام اندهت مرا دچار تنگی نفس می کند زندگی من باش بخند و اندوه را فراموش کن + نوشته شده توسط تنها در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت
16:17 |
به نام خدا
میلاد باقر العلوم علیه السلام مبارک + نوشته شده توسط تنها در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت
16:12 |
به نام خدا
بعضی از آدمها تجمعی از تضادها هستند و نیز رفتار متضادی را در طرف مقابلشان باعث می شوند هم دوست داری فراموششان کنی هم فراموش نمی شوند گاهی دوست داری رابطه ای نداشته باشی اما نمی توانی برعکس زمانی که رابطه قطع شده دوست داری رابطه داشته باشی باز هم نمی توانی جمع متضاد روی کاغذ نشدنی است اما در وجود انسانها شدنی
+ نوشته شده توسط تنها در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
23:22 |
به نام خدا
تمایل به داشتن یک همصحبت خوب وقتی کلمات را در علاقه و درک کادوپیچ کرده و به هم هدیه می دهیم چه لذتی دارد مثل تمایل به دیدن چهره ای تازه حضور یافته در اتاقی نه چندان ساکت همراه افرادی ناآشنا وقتی گامهایش را تماشا کرده ای اجتناب ناپذیر
+ نوشته شده توسط تنها در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت
20:22 |
به نام دوست
بعضی از آدما تداعی کننده بعضی از کلمات هستن واسه من و برعکس اون کلمات رو که می شنوم یاد این اشخاص بخصوص می افتم اینا کلماتی هستن که تداعی کننده نام اشخاصی هستن تو ذهنم: نامردی نجابت ایمان و بدرفتاری (می دونم عجیبه ولی اینطوریه دیگه) صبوری خوبی (عزیزی که منو یاد همه چیزای خوب دنیا می اندازه) + نوشته شده توسط تنها در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت
17:21 |
زندگی
فاصله میان دو تولد است متولد می شویم و رنج می کشیم تلاش می کنیم و رنج می کشیم تفکر می کنیم و رنج می کشیم عاشق می شویم و رنج می کشیم دوری را تجربه می کنیم و رنج می کشیم گاهی پیر می شویم و رنج می کشیم و بعد دوباره متولد می شویم با رنج + نوشته شده توسط تنها در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت
15:45 |
|
|